کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود
.
.
.
پسر ثروتمند و مغروری به او رسید و با تکبر گفت:
بکار ، بکار که هر چه بکاری ما میخوریم!
کشاورز نگاهی ب او انداخت و گفت:
.
.
.
.
.
.
.
.
دارم یونجه می کارم!



•
نظرات شما عزیزان:
♥гคђค♥ 
ساعت16:57---16 مرداد 1394
خخخخخخخخخخخخخخخخ...وای خدا مردم از خنده
لیلی 
ساعت18:43---13 مرداد 1394
با سلام تبادل لینک یکی از مهم ترین راه ها برای افزایش بازدیده و ما به همین منظور سری به وبلاگ شما زدیم تا با شما تبادل لینک کنیم
تبادل لینک کردن در محیط های که تبادل لینک جداگانه دارن خیلی مناسبه چون اکثرا برای تبادل لینک میان وسایت شما که به چشمشون میخوره قصد دارن با شما هم تبادل لینک کنن
ما این سایتو تازه راه اندازی کردیم پس تو میتونی با ثبت سایتت تا حداقل 1 هفته بالای همه لینکا باشی وبازدیدت زیاد بشه برو به سایت ما وبا ما تبادل لینک کن
ممنون
http://easykonkur-link.rozblog.com/