❤♥мἷṩṩ.ҭἷғғᾄᾗẏ♥❤
❤♥мἷṩṩ.ҭἷғғᾄᾗẏ♥❤
❤خری امد به سوی مادر خویش❤
خري آمد به سوي مادر خويش****** بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش

برو امشب برايم خواستگاري *******اگر تو بچه ات را دوست داري 

خر مادر بگفتا : اي پسر جان ******** تورا من دوست دارم بهتر از جان

ز بين اين همه خرهاي خوشگل******** يكي را كن نشان چون نيست مشگل

خرك از شادماني جفتكي زد ********* كمي عرعر نمودو پشتكي زد

بگفت : مادر به قربان نگاهت ** به قربان دوچشمان سياهت

خر همسايه راعاشق شدم من****** به زيبايي نباشد مثل او زن

بگفت:مادر برو پالان به تن كن ****** برو اكنون بزرگان را خبر كن

به آداب و رسومات زمانه ****** شدند داخل به رسم عاقلانه

دوتا پالان خريدند پاي عقدش ****** يه افسار طلا با پول نقدش 

خريداري نمودند يك طويله ****** همانطوري كه رسم است درقبيله

خر دانا كلام خود گشاييد ****** وصال عقد ايشان را نماييد

دوشيزه خر خانم آيا رضائي ****** به عقد اين خر خوشتيپ در آيي

يكي از حاضرين گفتا به خنده ********عروس خانم به گل چيدن برفته

براي بار سوم خر بپرسيد ********كه خر خانم سرشيكباره جنبيد

خران عرعر كنان شادي نمودند****** به يونجه كام خود شيرين نمودند

 
 
خب مبارک باشه عروسیشون به به 
شمام دست بزنید 
دیگه
 

. |by-> melani021 |Data-> جمعه 18 دی 1394 . 14:15
ABOUT

گاهے خـבا را صـבا ڪن بے آنڪه چیزے بخواهے بے آنڪه گله اے ڪنے ، بے آنڪه بگویے چرا ڪاش اگر بے آنڪه تمام آنچه ڪه نیست را به اوטּ نسبت בهے بے آنڪه حتے بخواهے توبه ڪنے
CATEGORIES
LINKS
DES..
OTHER

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید